کافه داستان | داستان کوتاه، مقاله، شعر

  Contact | cafedastan@gmail.com

پناهی، راهی، جایی/سرمقاله/علیرضا اجلی

 

شماره نهم نشریه کافه داستان را در حالی منتشر می کنیم که دلمان از این زمانه سخت شکسته است. از نوشته ها و نانوشته ها. از کرده ها و ناکرده ها. نمی دانم اگر نوشتن نبود پس به کدام عمل انسانی روی می آوردیم؟ به کدام لذت؟ و این لذت بزرگی است. اما دل شکستگی چرا؟ ای بابا این دل هم موجود عجیبی است. گاهی زیادی احساساتی می شود گاهی زیادی است. در این دنیای خشک اینترنت هم چیزی نیافتیم که دل خوشش شویم. پناهی، راهی، جایی.

چقدر زود همه چیز رنگ می بازد. دلیل این همه رنگ را نمی دانم؛ یا رنگ ها زیادی خوش رنگند؟ خواستیم زرد نباشیم، خواستیم گاهی حتی قرمز شویم. اما نه زرد شدیم نه قرمز. چیزی بین آن هم نشدیم. حتی رنگ پوست مرده هم زیادی مان بود. همین شدیم که هستیم. زیاده نخواستیم زیاده ارزانی مان، راه را یادی، خاطره را، سرمای سوزان را.

دشوار به سعی بنده آسان نشود/رنجی که قضا سرشت درمان نشود/نقاش که غنچه ای به دیوار نگاشت/آن غنچه به صد بهار خندان نشود ( میرزا ارشد هروی )

 

alireza.ajali@gmail.com