آلبر کامو در 7 نوامبر 1913 در روستایی در الجزایر به دنیا آمد. آلبر یک سال بیشتر نداشت که پدرش در جنگ جهانی اول کشته شد. خانواده ی کامو پس از مرگ پدر در مناطق فقیر نشین الجزایر زندگی می کردند. در دورانی که کودکان پس از پایان دبستان به کار گماشته می شدند، معلمی پی به استعداد او برد و هزینه ی تحصیل او در دبیرستان را تقبل کرد و از این پس کامو در دو دنیای متفاوت زندگی می کرد: روزها در دبیرستان در کنار ثوت مندان و شب ها در خانه و کنار هم محله یی های فقیر و بی چیز خود.
آلبر در 1930 فارغ التحصیل شد و از همین سال ها نخستین نشانه های بیماری سل در او پدیدار شد. آلبر کامو در 1930 مجموعه یی از داستان های کوتاهش را با نام (( پشت و رو )) منتشر کرد. او در 1935 به روزنامه نگاری پرداخت و گروه نمایش (( کار )) را بنیان نهاد وی در این گروه هم بازیگر، هم کارگردان و هم نمایشنامه نویس بود؛ و سرانجام در سال 1936 مدرک تحصیلی عالی را در رشته ی فلسفه کسب کرد، عنوان پایان نامه ی او چنین بود: " روابط فلسفه ی افلاطونی جدید با ماورالطبیعه مسیحی " و لیسانس خود را در فلسفه گرفت. کامو در 39 سال پس از تعطیلی روزنامه یی که در آن سر دبیر بود به پاریس جنگ زده و اشغال شده مهاجرت کرد و در 1942 بیگانه ( نخستین اثر مهمش ) را به انتشارات گالیمار سپرد. صحنه ی داستان الجزایر است. کتاب به دو بخش اصلی تقسیم می شود و روایت گر زندگی کارمندی است به نام مورسو که زندگی روزمره او را به حالتی بی روح و بی اعتنا و تهی از هر گونه شور و شوق کشانده است. بخش اول کتاب پیرامون بیگانگی شخصیت مورسو با اطرافیان و جامعه دور می زند. نخستین جمله ی کتاب چنین است: (( دیروز مادرم مرد، شاید هم امروز، نمی دانم ))
در بخش دوم کتاب او را به دادگاه کشانده و محاکمه می کنند. وی در پاسخ به پرسش قاضی که چرا عرب را کشتی؟ پاسخ می دهد که (( هوا گرم بود )) و ادامه می دهد که توجیهی برای زدن 4 گلوله ی بعدی به او ندارد. رفته رفته امید هایی در زندگی پوچ و بیگانه ی او سر بر می آورند و در آخر امید وار است که تماشاگران بسیاری در روز اعدامش حضور داشته باشند و با فریاد هایی از نفرت به پیشبازش بیایند.
کامو سه سال روی رمان بیگانه کار کرد و به قول ژان پل سارتر: هر جمله از بیگانه یک جزیره است و ما از جمله یی به جمله یی فرو می ریزیم، از نیستی به نیستی.
آلبر کامو هنگام جنگ جهانی وارد نهضت مقاومت فرانسه شد.ک وی در مجله ی کومبا نقش سر دبیری را پذیرفت و در آن جا مقالاتی آتشین منتشر کرد. در یکی از مقالات معروف کومبا در باب تعهد انسانی نوشت: (( شاید به عنوان هنرمند نیازی نباشد که ما در امور عصر خود دخالتی داشته باشیم؛ اما به عنوان انسان چرا. ))
عصیان می کنم، پس هستم
کامو در سال 1942 پس از بیگانه (( اسطوره ی سزیف )) را منتشر کرد، رساله یی داستانی _ فلسفی که با تکیه بر یکی از اساطیر کهن یونان، ضعف بشر و رابطه ی گنگ او با جهان را شرح می دهد و به مقوله ی مرگ ارادی ( خودکشی ) انسان در برابر پوچی زندگی می پردازد، و این که آیا جهان ارزش زیستن دارد؟ بنابر اساطیر یونان باستان خدایان، سزیف ( پادشاه کورینت ) را به دلیل بی حرمتی به زئوس محکوم کرده بودند تا تخته سنگی بزرگ را به بالای قله یی ببرد و وقتی او به قله می رسید، سنگ سقوط می کرد و به نقطه ی اول خود باز می گشت. به این ترتیب سزیف، محکوم به انجام کاری عبث بود. از نظر کامو جهان پوچ نیست. بلکه رابطه ی انسان با جهان کاملأ پوچ و گنگ است و این صرفأ خود انسان است که می باید به زندگی اش معنا دهد. در این مرحله یا باید مرگ را برگزید یا زندگی را و از آن جا که مرگ سبب اصلی بیهودگی انسان است، پذیرش مرگ، گزینشی بیهوده و عبث است. پس باید زندگی را با همه ی پوچی پذیرفت و هر فرد باید در این جهان پوچ و گنگ به زندگی و سرنوشتش معنا دهد. انتخاب کار بیهوده از سوی سزیف اما مایه ی بزرگی و عظمت است. چرا که او آگاهانه این را پذیرفته است. وی با پذیرش کار بیهوده ( سرنوشت پوچ ) خدایان را تحقیر می کند و شوق زندگی او در وجودش سرشار می شود. زیرا در هر مرحله از مرگ بیزار است و به زندگی خود معنا می دهد. پس سزیف خوشبخت است.
کامو در سال 1944 دو نمایشنامه ی سوء تفاهم و کالیگولا را منتشر کرد.
سوء تفاهم
کامو این بار نیز از زاویه یی دیگر به مسئله ی مرگ و پوچی رابطه ی انسان با جهان پرداخته است. زنی به نام مارتا و مادرش مسافر خانه یی دارند و هر شب هنگامی که مسافران در خواب اند آنان را می کشند و اموالشان را می دزدند. یک شب ناشناسی وارد مسافر خانه می شود، این غریبه " یان " برادر مارتا است.
که پس از 20 سال از سفری دور باز می گردد و از سر شوخی خود را نمی شناساند. او آمده تا مادر و خواهرش را به سواحل آفتابی خوشبختی و به روزی ببرد. اما چون خود را معرفی نمی کند؛ کشته می شود و مادر و خواهر هنگامی که هویت او را در می یابند؛ خودکشی می کنند و نمایش نامه در این جا به پایان می رسد.
از نظر کامو انسان اگر خود را نشناساند در غربت و تنهایی می میرد. اما اگر خود را معرفی کند گرچه باز هم خواهد مرد اما این بار فرصتی دارد تا مدتی شاد زندگی کند. در این جا نویسنده هم چنین به ارزش زندگی می پردازد و بر آن است که باید شاد زیست و به زیبایی ها توجه کرد. (( ببار باده که بنیاد عمر بر باد است )
سوء تفاهم در سال 1944 در پاریس اجرا شد. که توفیق چندانی به دست نیاورد.
کالیگولا
این نمایشنامه در 1938 در الجزایر نوشته شد و تا زمان اجرا بارها متن آن دچار دگرگونی شد و سرانجام در 1945 به روی صحنه رفت. کالیگولا سرگذشت امپراطور جوان روم است که پش از مرگ خواهرش که معشوقه ی او نیز هست به واقعیتی تلخ پی میبرد: واقعیت مرگ و ناتوانی انسان در برابر آن و بی اعتنایی جبر مرگ به احساسات و عواطف انسانی و بدین سان کالیگولا به تهی بودن جهان از هر گونه پی می برد.
او بر آن است تا برای نمایاندن برتری خود به خدایان سراسر حیات انسانی را نابود سازد در این رهگذر هیچ چیز اهمیتی ندارد چرا که مرگ همه را بر می گزیند و خوشبختی بشر نیز شکننده است. وی به این نتیجه می رسد که بیشتر آدم ها در خود فریبی و توهم زایی به سر می برند او تصمیم می گیرد مرد را از توهماتشان برهاند و چون امپراطور است قدرت این کار را دارد. او دست به کشتار اطرافیان خود و مردم روم می زند تا آن ها را از توهماتشان رهانده، به سرنوشت نزدیک کند و سر انجام کالیگولا به دست اطرافیان کشته می شود. ولی پیش از مرگ به خطایش پی می برد و رو به روی آینه فریاد می زند: (( دستهایم را پیش می برم و با تو برخورد می کنم، همیشه تو را در برابر خود میبینم، من از تو نفرت دارم. من به راهی که می بایست بروم نرفتم، به راهی رفتم که به هیچ جا نمی رسد، آزادی من آزادی نیست. )) و این چنین نمایش به پایان می رسد.
در واقع کالیگولا سرگذشت مردی است که در برابر چیزی که شاید عصیان علیه آن غیر ممکن است ( مرگ ) عصیان می کند و چون عصیانش علیه حقیقتی پوچ است پس طغیان او نیز پوچ خواهد بود.
طاعون
در سال 1947 طاعون که از نظر بسیاری شاهکار کامو به شمار می رود منتشر شد. مسئله ی اساسی که در این رمان مطرح می شود این است که چگونه می توان بدون اعتقاد به خدا اخلاقیات را رعایت کرد؟
داستان در دهه ی چهل و در "اران" یکی از شهرهای الجزیره می گذردف شهری که با ورود موش ها دچار طاعون شده و بیماری هر روز شمار زیادی را به کام مرگ می کشاند. در بابر این فاجعه عده یی می ترسند، گروهی فرار می کنند، برخی با استفاده از این فرصت جیب خود را پر می کنند و اما برخی نیز در برابر فاجعه ایستادگی و مبارزه می کنند. ورود این بیماری به شهر در واقع نمادی از هجوم فاشیست ها بود که چنین تصور شد ه بود آن هم در زمانی که مردم فرانسه رفته رفته حضور فاشیست ها را فراموش کرده و از یاد می برند.
شخصیت اصلی رمان دکتر "ریو" افزون بر معنا بخشیدن به لحظه های زندگی خویش تلاش زیادی می کند تا آینده ی دیگران را نیز اندکی بهتر کند. او به همراه چند تن دیگر هر یک با انگیزه های چون عشق، ترحم و شرافت و... در شهر می مانند و به مردم یاری می رسانند. کامو با بازگشت به جمله ی معروف داستایوفسکی که (( اگر خدا نباشد هر کاری مجاز است. )) می افزاید: (( مجاز بودن هر کار به این معنی نیست که هیچ کاری ممنوع نباشد. )) کامو نیز هم چون سارتر پایه ی کار را بر اصالت بشر و اخلاقیات انسانی بنا نهاده است. سرانجام بر اثر کوشش مبارزان طاعون نابود می شود و عصیان و سرکشی انسان در برابر این بلا به نتیجه می رسد. در این جا می توان به این نتیجه رسید که در نهاد بشر ویژگی های ستودنی بسیار بیشتر از خصلت های نکوهیده و ناپسند است. بزرگ ترین شر انسان نادانی اوست که گمان می کند همه چیز را می داند و به خود حق انجام هر کاری را می دهد. اما طاعون همچنان پنهان و در کمین است. بسیاری "طاعون" را پس از "درجست و جوی زمان های از دست رفته" بزرگ ترین رمان فرانسوی قرن بیستم می دانند.
عادل ها
در سال 1949 کامو یکی از درخشان ترین نمایش نامه هایش یعنی "عادل ها" را به رشته ی تحریر در آورد، این نمایش نامه بر اساس تاریخ معاصر روسیه نوشته شده وماجرای قتل "گراندوک سردگی" (عموی تزار) توسط جوانی آرمان گرا و تروریست "کالیایف" را بیان می کند. کالیایف نخستین فرصت پرتاب بمب را به دلیل حضور دو کودک در کنار دوک از دست می دهدو و به خاطر این عمل بین او و یکی از رفقایش در حزب اختلاف نظرهایی درباره ی انسانیت پدید می آید. در پرده ی سوم فرصتی دیگر برای ترور به دست می اید و این بار وی موفق به قتل دوک می شود. کالیایف راهی زندان می شود و به پیشنهاد رئیس پلیس برای لو دادن رفقایش پاسخ منفی می دهد. از توبه نیز سرباز می زند و پس از مدتی اعدام میشود. سرانجام معشوقه ی او نیز که عضو حزب است تصمیم به قتل بعدی و پرتاب بمب می گیرد. کامو در این نمایش یکی از اصول مهم احزاب انقلابی را به چالش کشیده و به آن پرداخته است. از ویژگی های مهم عادل ها شخصیت پردازی درخشان آن است.
انسان طاغی
کامو در سال 1951 انسان شورشی را منتشر کرد محتویات این کتاب از مجموعه مقاله های فلسفی کامو گردآوری شده بودند، مقالاتی که به مسائل گوناگونی چون طغیان، انقلاب و دیکتاتوری می پردازد او در این رساله به بیان عقاید خود در باب مسائل سیاسی و اجتماعی روزگار می پردازد و بر سر همین مسائل اختلاف نظرهایی بین او و سارتر پدید می اید که با نوشتن نقدی تند در عصر جدید ( مجله ی ادبی سارتر ) به اوج خود رسیده به تیرگی روابط آن ها می انجامد.
سقوط
سقوط سومین رمان کامو است که در سال 1956 منتشر می شود.در آغاز قرار بود این کتاب به صورت داستانی کوتاه منتشر شود اما در سال 56 به شکل روایتی جداگانه و مستقل منتشر شد. سقوط در یر گیرنده ی یک رشته گفت و گو بین "ژان بایست کلمانس" (قهرمان داستان) و دوستی است که تصادفأ در آمستردام با او آشنا می شود. ژان در پاریس وکیلی خوشنام، ماهر، مدافع ستمدیدگان و فقرا، شهروندی منضبط و انسانی نیکوکار و مغرور است. یک روز که او از روی پلی بر رودخانه سن می گذرد. زنی را می بیند که روی نرده های پل خم شده است. پس از آن که کمی دور می شود؛ صدای آب و سپس فریادی را می شنود ولی او به آرامی دور می شود. از ان پس خاطرهی این فریاد ذهن او را در هم می ریزد و دچار نوعی پریشانی و عذاب وجدان می شود و پی می برد که آرامش روحی اش، ظاهری بیش نبوده است. او برای گریز از سخنان و انتقادات دیگران دست به انتقاد از خود می زند و سرانجام هم چون کالیگولا به این نتیجه می رسد: (( در این دنیای بدون داوری که در آن هیچ کس بی گناه نیست. چه کسی جرات دارد که محکومم کند. )) بدین گونه پیوندی بین سقوط و کالیگولا به چشم می آید و در این لحظه کلمانس دست در دست کالیگولا می گذارد.
کامو یک سال بعد مجموعه یی از داستان های کوتاه خود با نام "هبوط و ملکوت" را به چاپ رساند و مقاله یی علیه مجازات اعدام با عنوان (( تاملاتی درباره ی گیوتین )) منتشر کرد.
در سال 1957 جایزه ی نوبل از طرف فرهنگستان سوئد به کاموی 44 ساله برای مجموعه آثارش درباره ی مسائل انسان امروزی تعلق گرفت. آلبر کامو سه سال بعد در سال 1960 هنگام رانندگی در نزدیکی مارسی کنترل اتومبیلش را از دست داد، تصادف کرد و کشته شد.
آلبر کامو را نباید فیلسوفی به معنای عام دانست بلکه باید او را نویسنده یی شناخت که فلسفه بافی می کند و از طریق آثار نمایشی و داستانی به مفاهیم فلسفی نزدیک می شود. "پس آن چه می گفت و می نوشت فلسفه در معنای حرفه یی اش به شمار نمی امد، اما همیشه در جست و جوی حکت بشری بود. " (1)
سی ام بهمن 86
1_ فلسفه ی کامو _ ترجمه: خشایار ذیهیمی _ ( مجموعه ی نام آوران فرهنگ ) طرح نو
کافه داستان کلآ هر اثری که کیفیت مطلوب داشته باشد منتشر می کند. داستان کوتاه، مقاله و شعر های خود را به ایمیل کافه داستان ارسال نمایید
مجموعه شعر "درها و کوچه" رضا مرادی اسپیلی ـ نشر ثالث ـ قیمت: ۱۲۰۰۰ ریال
مجموعه داستان "در کوچه های ما" آیدا مرادی ـ نشر شهروند ـ قیمت: ۱۰۰۰۰ ریال
. داستان کوتاه .
انگشت نما /چهل ام/حنجره ی لال/2۴ متر پایین تر/سگول/گلی
. فلش فیکشن .
. شعر .
باران/رویای هر روزه/خفتگان انتظار - هم بودگاه عصیان
. مقاله .
نشستن زیر درختان زیتون و چشیدن طعم گیلاس/كينه های ازلی در تاجر ونيزی
. ترجمه .
ده نکته برای نوشتن داستانی در حد انتشار/هفت شیوه برای نوشتن فلش فیکشن
. پرسه ها .